از ماشین تورینگ تا مبدّلها: مروری سیستماتیک بر تکامل هوش مصنوعی و بُنانگارههای هوش مصنوعی مولد و مبدّل
نویسندگان
1
2 دانشگاه پیام نور
3 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22034/csj.2025.547262.1125چکیده
اصطلاح «هوش مصنوعی» اولین بار توسط جان مککارتی در دهه ۱۹۶۰ ابداع شد و در دهه ۱۹۷۰ به عنوان شاخهای مستقل از علوم کامپیوتر تثبیت گردید. در مراحل اولیه، هدف اصلی هوش مصنوعی توسعه سیستمهایی بود که قادر به تقلید وظایف روزمره انجام شده توسط انسانهای عادی (غیرمتخصص) بدون برنامهنویسی صریح باشند. از جمله نخستین تجلیات عملی این ایده میتوان به سیستمهای بازی مانند الگوریتمهای شطرنج اشاره کرد . از منظر علمی، هوش مصنوعی را میتوان ترکیبی پیشرفته از اصول بیونیک [1] (مطالعه سیستمهای زنده برای الهامگیری مهندسی) و سایبرنتیک [2] (مطالعه سیستمهای کنترل و ارتباطات) دانست. پیشرفتهای انقلابی در قدرت محاسباتی طی سه دهه گذشته، توسعه نظریههای پیچیده و طیف گستردهای از کاربردهای عملی در این حوزه را ممکن ساخته است . ظهور معماری مبدلها [3] و مدلهای زبانی بز رگ [4] در سالهای اخیر نقطه عطفی در تاریخ هوش مصنوعی محسوب میشود. این دستاوردها نه تنها دامنه کاربردهای عملی را به شدت گسترش دادهاند، بلکه منجر به ایجاد شکاف فزایندهای بین درک عمومی از هوش مصنوعی (به عنوان فناوریهای گفتگوی هوشمند) و تعاریف فنی آن شدهاند . این مقاله به تحلیل محتوای پژوهشهای معتبر بینالمللی، سه حوزه اصلی شامل مبانی نظری و چارچوبهای مفهومی هوش مصنوعی ؛ کاربردهای مدرن و دستاوردهای کلیدی ؛ چشم انداز و چالشهای فعلی و راهکارهای پیشنهادی میپردازد. تحلیلهای ارائه شده در این مقاله میتواند سهم قابلتوجهی در درک عمیقتر از وضعیت فعلی و مسیر آینده توسعه هوش مصنوعی ایفا نمایید. 1. Bionics 2. Cybernetics 3. Transformer 4. Large language model (LLM)