منظومه استعارههای مفهومی لمعات
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
doi
چکیده
منظومة فکری مسلّط بر هر اثر را میتوان به کمک تحلیل استعارههای مفهومی آن توصیف کرد. هدف از پژوهش حاضر، یافتن ساختار برآمده از استعارههای مفهومی لمعات است که منظومة فکری مسلّط بر این متن را نشان میدهد. به این منظور، ابتدا با بررسی دقیق زبان لمعات، استعارههای مفهومی آن را مشخص کرده و در مرحلة دوم با تحلیل استعارهها و یافتن پیوند آنها با یکدیگر، ساختار برآمده از استعارههای مفهومی متن را که آینة جهانبینی آن است، توصیف نمودهایم. چهار استعارة مفهومی خداوند عشق است، عشق پادشاه است، عشق خورشید است و عشق آینه است، ارکان اصلی جهانبینی لمعات را میسازند. علاوه بر پیوندی که این چهار استعاره با یکدیگر دارند، استعارة مفهومی عشق انسان است، در پیوند این چهار استعارة مفهومی با یکدیگر و ظهور سطح اندیشگانی لمعات در سطح زبان، نقش مهمی را ایفا میکند. در لمعات استعارههای مفهومی دیگری نیز وجود دارد که هر کدام گوشهای از جهانبینی اثر را تبیین و در ساختار آن، ایفای نقش میکنند؛ اما نقش پنج استعارة گفته شده، محوریتر است.