اسطوره خون (بررسی برخی کارکردهای وابسته به خون و نمود آن در شاهنامه)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک

doi
چکیده

زندگی آدمی با اسطوره و آیین عجین شده است؛ اشتراک در مفاهیمی چون رنج، شادی، جنگ، صلح، عشق و سایر عواطف، روزنه‌ای به سوی یک حس مشترک می‌گشاید که دلیلی برای روی آوردن انسان‌های تنها، به جمع می‌شود و به اسطوره و آیین آن‌ها معنا می‌بخشد. خون، بخشی از وجود زیستی آدمی و حیات سیال اوست که از پیکر فرد فراتر رفته، به میان افراد رسیده، بخشی از حس مشترک آدمیان را تشکیل داده و به نوبة خود منشأ بسیاری از اسطوره‌ها و آیین‌های کهن در زندگی فردی و اجتماعی بشر شده است. اسطورة خون در میان ملت‌های مختلف به صورت‌های گوناگون نمود یافته ‌است. در میان اقوام ایرانی، اسطوره‌های مربوط به آن متنوع است که بخشی از آن‌ها در پیکر حماسة ملی ایران بروز و ظهور پیدا کرده‌ است. ریختن خون و نوشیدن آن از جمله موارد تلفیق آیین و اسطوره است که در شاهنامه دیده می‌شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی ـ تطبیقی همراه با شواهدی از فرهنگ‌های مختلف به بررسی اسطورة خون و کارکردهای آیینی آن، با توجه به داستان‌های شاهنامه پرداخته است. نتیجه تحقیق نشان می‌دهد که این اسطوره عمدتاً به صورت‌های بلاگردانی، دفع شرّ، کین‌خواهی، سوگواری، حیات و نیروی دوباره، کارکردی آیینی یافته است.