اندیشۀ‌ علمی-‌فلسفی تالس؛ خوانشی زمینه‌گرایانه

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه محقق اردبیلی

2 استادیارگروه علوم سیاسی دانشگاه تبریز

doi
10.30465/os.2024.48768.1980
چکیده

سرآغاز اندیشیدن فلسفی، گسست از تأمل اسطوره‌ای و به طور خاص در یونان و شهر ملط با اندیشیدن تالس درباره آرخه یا ماده‌المواد عالم بوده است. تأملات تالس به لحاظ ریشه‌های بین‌فرهنگی و بیناتمدنی و تأثیرپذیری از آگاهی‌ها و دانش تمدن‌های همجوار بسی حائز اهمیت است. سوال و دغدغه نوشتار حاضر با مفروض داشتن اینکه ملط به سبب موقعیت خاص جغرافیایی و اقلیمی خود از سویی محل گذر بازرگانان و انتقال کالاهای تجاری مختلف بوده و سبب شده امثال تالس با سفرهای خویش به مناطق دیگر و یا آگاهی یافتن از دستاوردهای آنها اعم از مصر و بابل، مسیری نوینی در اندیشه‌ورزی علمی و عقلانی بگشاید، آن است که تأملات وی در توضیح وضعیت انضمامی عالم چه مسیری را طی نموده و به طور خاص هستی آدمی را چگونه صورتبندی نموده است؟ در پاسخ بدین سوال، فرضیه و مدعای مطرح شده آن است که تالس با طرح ایده‌ آب به عنوان ماده تشکیل‌دهنده عالم، درصدد توضیح ساز و کارهای تطور امور هستی نه با علل و عواملی بیرون از پدیده‌ها بلکه از درون خود آنها برآمده و با آنکه هنوز رگه‌هایی اسطوره‌ای در اندیشه وی وجود دارد، مسیری را برای طرح تطور امور با فعل و انفعالات آنها گشوده است.