بررسی پیشینه اساطیر بینالنهرینی و هندی در منظومه غنایی گل و نوروز خواجوی کرمانی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان
3 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
doi
چکیده
خواجوی کرمانی، از شعرای بزرگ قرن هشتم هجری، منظومة گل و نوروز را، که به گفتۀ خود به لفظ هندی بوده است و داستانپردازان بابل آن را ترتیب دادهاند، به درخواست معشوقی میسراید و به حامی خود تقدیم میکند. با وجود اینکه این منظومه شباهتهای بسیاری به خسرو و شیرین نظامی دارد، به دلیل وجود چند داستان فرعی عاشقانه، آرایههای ادبی بسیار و مضامین حماسی، رزمی و عرفانی به اثری منحصربهفرد تبدیل شده است. اما در کنار آن، با استناد به گفتۀ خود خواجو، میتوان شاهد حضور باورها و روایات اساطیری دو سرزمین هند و بابل در این منظومه نیز بود؛ دو سرزمینی که تأثیر فرهنگ و عقاید و اساطیرشان بر باورها و روایات اساطیری، مذهبی و حماسی ایران به اثبات رسیده است. در این مقاله، با نظر به گفتۀ خواجو و چنین تأثیری، با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی پیشینۀ اسطورهای گل و نوروز پرداخته شده است و ارتباط آن با روایت اسطورهای ایندرای هندی و آبها یا گاوهای دربند اهریمن و از سوی دیگر با ایزدبانوی برکتبخش بینالنهرینی و همسر او مشخص شده و صحت گفتۀ خواجو و حضور مضامین اساطیری، در روایات عاشقانه نیز به اثبات رسیده است.