بررسی سلوک عرفانی در قلعه سقریم نیمایوشیج با کاربست نظریه روایت‌شناسی ژرار ژنت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 استادیارگروه زبان‌شناسی همگانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

3 استادیارگروه زبان‌شناسی همگانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

4 استادیار گروه زبان‌ و ادبیات فارسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

doi
چکیده

مبحث روایت‌شناسی دارای چنان قدمتی است که پیشینۀ آن را می‌‌توان در آرای افلاطون و ارسطو یافت. در زمانۀ ما، ژرار ژنت (1930-2018) یکی از منسجم‌ترین نظریه‌های روایت‌‌شناسی را عرضه کرده است. این نوشتار جنبه‌های عرفانی قلعۀ سقریم نیما را با کاربست عناصر روایی نظریۀ ژنت بررسی می‌کند. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته است، نخست نظریة روایی ژنت معرفی می‌گردد، سپس، به تأثیر کاربست هر کدام از عناصر روایی این نظریه در منظومه پرداخته است و در پایان تأثیر کاربست مجموعۀ این عناصر در اثر ارزیابی می‌شود. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد کاربست این عناصر تا چه اندازه در شکل دهی قلعۀ سقریم به عنوان اثری عرفانی نقش داشته و تا چه میزان به شاعر در بیان مفاهیم عرفانی یاری رسانده ‌است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که نیما، با به ‌کارگیری متناسب عناصر رواییِ نظریۀ ژنت در اثر خود، (به طور ناخودآگاه) توانسته اثری همسو با آثار عرفانی ادبیات فارسی خلق کند و نیز با به کارگیری این عناصر روایی، مفاهیم عرفانی را به شیوه‌ای تأثیرگذار در اثر خود بازتاب دهد.