تحلیل گفتمان انتقادی در حکایت «درآمدن حمزه در جنگ، بی‌زره» با تکیه بر نظریۀ نورمن فرکلاف

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب

doi
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی، مجموع گفتارها و کنش‌هایی است که به‌ وسیلۀ بازنمودهای ایدئولوژیک یک فرد یا گروه، با نگرشی انتقادی و تحلیلی به قلمروهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و دینی می‌پردازد. در این مقاله حکایت درآمدن حمزه در جنگ، بدون زره از دفتر سوم مثنوی معنوی با تکیه بر نظریة نورمن فرکلاف و در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می‌شود. مقاله به روش توصیفی‌ ـ ‌تحلیلی فراهم شده و درصدد است به ساختار صوری و معنایی کلام راوی و مولد گفتمان دست یابد تا از این طریق میزان تسلط او به مخاطب و همچنین نوع تعامل گفتمانی در کنش‌های متقیدانه در قالب پند و موعظه معلوم شود. نتیجه قابل پیش‌بینی این است که مولوی با تکیه بر جمله‌های استوار و متأکد و استعانت از قرآن و آموزه‌های دینی و اخلاقی، در پی تشکیل دایرۀ گفتمانی خاصی است که ژرف‌ساخت آن از عنصر مهم مرگ اختیاری و بی‌ارزش بودن حیات جسمانی خبر می‌دهد.