سلمان ساوجی و سلوک در طریقۀ رندان قلندر صفت
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه یزد
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه یزد
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
سلمان ساوجی از شاعران شهیر قرن هشتم هجری است که اشعارش تجلیگاه تفکرات مختلف اجتماعی، دینی و عرفانی است. او اگر چه به مدح ارباب قدرت پرداخته و در زمان خود از حرفۀ شاعری تمتعی تمام یافته، اما این خصیصه هیچگاه باعث نشد بُعد معنوی زندگی خود را رها سازد. این جستار که مبتنی بر مطالعات کتابخانهای است و با شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی انجام شده، به تحلیل و تفسیر مضامین رندانه و قلندرانه در غزلیات سلمان ساوجی میپردازد؛ ابتدا مقدمهای دربارۀ مکتب ملامتیه و الهیات رندی و قلندری بیان میشود و سپس به تحلیل و تفسیر تفکر ملامتی و قلندری در غزلیات سلمان ساوجی پرداخته خواهد شد. غور در اشعار سلمان بیانگر این حقیقت است که وی در عرصۀ عرفان نیز یکهتاز بوده، البته نه عرفان مرسوم خانقاهی بلکه عرفانی فارغ از راه و رسم اهل خرقه که نه تنها اصول حاکم بر نظام خانقاه را زیر سؤال میبرد بلکه با برجسته کردن امور ضد ارزشی، بر آنها حمله میبرد و تابوها را میشکند. سلمان، سریان عشق را در نظام آفرینش درک کرده، با تندادن به این ودیعۀ الهی، از نام و ننگ گریخته، مسجد و خانقاه را رها کرده و به خانۀ خمّار، التجا میجوید. انسان کامل مد نظر سلمان، رندِ قلندری است که با پشت پا زدن به همۀ ظواهر شرع، بر سر کوی مغان مأوا میگزیند. در نظرگاه او، تنها راه رستگاری انسان، قدم گذاشتن در مسلک قلندری است؛ مسلکی که خرقۀ ریایی صوفی را به می طهارت میدهد و به فرجاماندیشی زاهد، وقعی نمینهد.