شناسایی و تحلیل فصول چهارگانه در شاهنامهنگاری بر اساس نظریۀ میتوس نورتروپ فرای
نویسندگان
1 گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر، ایران
2 گروه هنر، دانشکده هنر و معماری،دانشگاه آزاد قائمشهر، ایران
doi
10.30495/mmlq.2021.681900چکیده
نقد اسطورهای رویکردی، میان رشتهای بر پایة انسانشناختی، روانشناسی، تاریخ ادیان و تاریخ تمدن است که به تأویل اثر و بنمایههای موجود در آن میپردازد. این مقاله با روش تحلیلی ـ تطبیقی و رویکرد نقد اسطورهای، به تفسیر و تحلیل نگارههای شاهنامة شاملو بر اساس الگوهای ساختارگرایانه نورتروپ فرای، پرداخته است. کمبود پژوهشهای اسطورهای در آثار هنری، ضرورت این تحقیق را نمایان میکند. بیشتر این تحقیقات در زمینة ادبیات و متون ادبی شاهنامه بوده و تا کنون پژوهشی با استفاده از نظریات فرای بر روی آثار هنری صورت نگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی نمادها و کهنالگوهای موجود در نگارههای شاهنامة شاملو و قرار دادن آن در نظریۀ میتوس فرای، بر اساس روش نقد اسطورهای است و از این میان، هشت نگارة مرتبط با جنگ بزرگ کیخسرو تحلیل شده است. نتایج بدست آمده نشان از آن دارد که در روایت جنگ بزرگ کیخسرو، بیشترین نزدیکی را در چرخة فصول با میتوس رمانس و کمدی و کمترین ارتباط را با گونة تراژدی و هزل دارد.