تقابل ادبیات اعتراضی با ادبیات عرفانی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.

doi
10.30495/mmlq.2021.683646
چکیده

در طبقه‌بندی‌های موضوعی شعر فارسی با نوع ادبی خاصی که به مبارزه علیه ظلم و بیداد حاکمان و صاحبان قدرت می‌پردازد روبه‌رو می‌شویم. این نوع در موضوعات و گونه‌های مختلف ادبی نمود و بروز دارد و در دورة اخیر از آن با عنوان ادبیات اعتراضی ـ انتقادی یاد می‌کنیم. ادبیات اعتراضی-انتقادی در شعر عرفانی به شکل متمایز از دیگر گونه‌های ادبی مشاهده می‌شود و تاکنون به چگونگی ارتباط آن با ادبیات عرفانی پرداخته نشده است. بنابراین، هدف از این جستار با رویکرد توصیفی-تحلیلی نخست دسته‌بندی شاعران عارف و صوفی از منظر اعتراضی و سپس بیان علل تقابل ادبیات اعتراضی با شعر عرفانی و نمود و بروز ریشه‌های آن در دوره‌های مختلف است. در نهایت این نتیجه به دست آمد که شعر عرفانی به علت روح درون‌گرایی، تسامح و تساهل عمیق عرفانی، زمینة مناسبی برای عرضة اعتراض و انتقاد نبوده و علی‌رغم وجود نمونه‌های انگشت‌شمار، بیشتر شاعران عرفانی تمایلی به پرداختن به مضامین اعتراضی نداشته‌اند. همچنین نتیجة تحقیق بیانگر آن است که ادبیات عرفانی به سبب مبانی فکری و نگاه جبرگرایانه و توکل صرف و روحیة تسلیم، رضا و گاه ترس از سخت‌گیری‌های حاکمان و یا تعامل با اهل قدرت، در تقابل با اعتراض بوده است.