کالبدشناسی رستم در جهان پیشاشاهنامهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان دانشگاه اصفهان
2 استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30495/mmlq.2021.682704چکیده
رستم دریچهای را میماند که همواره رو به آرمانهایِ نوپدیدِ مردمِ این سامان گشوده میشود و رستاخیزهایِ مکرّرِ جنابش در اقالیمِ فرهنگ نشان میدهد که هنوز چهرهای اساطیری این توان را دارد که پاسخگوی نیازهای تاریخی ایرانیان باشد. اگر بر این قول متفق باشیم که اسطوره و تاریخ میتوانند زایانندۀ حماسه باشند، با نظربستن به شاهنامه، سؤالی که ذهن همگان را به خود مشغول خواهد داشت، این خواهد بود که برجستهترین پهلوانِ حماسۀ ملّی (که خود وزنهای گران برای دومین پاره از سهگانۀ بلندآوازۀ شاهنامه است)، از کدامین زِهدانِ تاریخی یا اساطیری (یا حتی حماسی) برونجسته و بازنمایانندۀ کدامین ایزد یا شخصیت ایرانی/اَنیرانی است. نگارندگان برای پاسخ به این مسئله، با تدقیق در منابعِ موجود، خویشکاریهایِ رستم و همتایانش را در اسطوره، تاریخ و حماسههایِ ایران و ملل همجوار از نظر گذرانیده و متناسب با زمان و امکانات خود بدین پرسش پاسخی درخور دادهاند. یافتههای پژوهش حاضر که با تکیه بر منابع کتابخانهای و بهصورتِ تطبیقی ـ تحلیلی فراهم آمده است، نشان میدهد که رستمِ شاهنامه -کیفیتاً و کمیتاً- میراثدارِ ایندرۀ هندی (از لحاظ اسطورهای)، سورنایِ حرّان (از لحاظ تاریخی) و بهیشمۀ هندی (از لحاظ حماسی) است.