حقوق بشر در آینة دیگری؛ پدیدارشناسی حقوق بشر در اندیشة ایمانوئل لویناس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jplsq.2023.345737.3136چکیده
حقوق بشر، بدون شک در میان نمادهای اندیشة سیاسی لیبرال قرار دارد، لکن معیارهای نقادی سویة لیبرال این است که تصویری فردگرایانه و آنتاگونیستی از جامعة انسانی ارائه میدهد. لویناس اندیشمندی است که به نقد این سویه میپردازد. از دیدگاه وی حقوق بشر معنای عینی خود را از تقابل چهره به چهره با «دیگری» میگیرد. بهطوریکه همانندی جالبی میان وضع حقوق بشر و پدیدارشناسی این تقابل توسط لویناس بهوجود میآید. ازاینرو سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که توجیه لویناس برای حقهای بشری چه تفاوتی با رویکرد لیبرالیستی حقوق بشر دارد؟ از این منظر، یکی از مهمترین نقطههای شروع، این واقعیت است که سیمای «دیگری» با خصوصیت مشترکی توصیف نشده است که در زمینة اجتماعی یا ظاهریاش یافت میشود. توجیه لویناس از حقوق بشر، بهتر از دیگر توجیهات حقوق بشر، به رایجترین اعتراضات به این حقوق مبنی بر اینکه حقوق بشر خودخواهی فردی و الگویی آنتاگونیستی از جامعه را گسترش میدهند، پاسخ قانعکنندهتری میدهد. لویناس از حقوق بشری بهمثابة حقهای «دیگری» دفاع میکند نه حقهایی مبتنی بر خودخواهی. حقهای «دیگری»، مطابق با وضعیتی بروندولتی است که در یک جامعة سیاسی، نوعی خصلت فراسرزمینی و استقلال دارد. با توجه به اینکه در این تحقیق ضمن تصویرسازی و تشریح دیدگاه لویناس و رابطة آن با حقوق بشر به تبیین دلایل و چرایی این رابطه میپردازیم، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است.