دردمندی عارفانه در نگرش فخرالدین عراقی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.30495/mmlq.2021.1928631.2763چکیده
پژوهش حاضر به بررسی مفهوم عارفانۀ درد در دیوان اشعار فخرالدین عراقی میپردازد. این درد که همان درد دورافتادگی از خداوند است، جان بنده را از خواب غفلت بیدار و دلش را به دیدار دلدار مشتاق میکند و به جستوجو و طلب کوی یار میکشاند. گفتنی است دردمندی عارفانه در اشعار عراقی، به دو گونۀ متفاوت مطرح است: نخست به شکل دردی ناخوشایند و سهمناک که ذاتاً مطلوب طبع محب نیست و تحمّل این درد برای او بسیار دشوار و گاه ناممکن است، اما محب برای تکامل روحی و تعالی معنوی ناچار است نسبت به درد صبور و شکیبا باشد، تا روزی که به مقام وصال نائل و دردش درمان شود.دردِ دوم به شکلی لذّتبخش و شیرین نمود یافته است، بهگونهای که عاشق بدان تمایل دارد و آن را درمان تلقّی میکند. بنیان این پژوهش بر اساس بررسی مفهوم درد، در دو نگرش معرفتی است: نخست نگرش بُعد و دوری، دوم نگرش قُرب. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی هندسۀ فکری عراقی را در بارۀ معرفت درد قابل تفسیر میکند و تناقض موجود در شناخت درد در دیوان او را با تکیه بر نگرشهای یادشده تا حدودی مرتفع میسازد.