بازتاب اندیشة آفرینش بنی در شاهنامة فردوسی و مثنوی مولوی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/mmlq.2021.1935395.2823چکیده
از کلیدیترین مباحث در ادب حماسی و عرفانی بهویژه در شاهنامه و مثنوی، جلوههای نوع دوستی انسان است. در این آثار، خاستگاه متفاوت آفرینش و خلقت، تصاویر متفاوتی از انسان و جلوههای نوع دوستیش پدید آورده است که بر ضروری بودن این کاوش صحّه میگذارد. پژوهش حاضر به روش تحلیلی ـ توصیفی میکوشد به بازتاب اندیشة آفرینش بنی در شاهنامه و مثنوی بپردازد. در تصویر آفرینش، بنی از آمیزشِ نیروهای مخفی در یک بن، گیتی و انسان پدید میآید.یافتههای پژوهش نشان میدهد که مهر و پیوند، هدف نهایی زندگی انسانهایی است که خود را آفریدهء مهر و آمیزش میدانند. فردوسی و مولوی نیز با چنین مهری در اشعارشان، سعی در آفرینش ایرانی تازه دارند؛ ایرانی که گوهرش مردمی و جهانی است. این مردمی بودن، به فرد و جامعه، بی آن که شخصیّتشان را بگیرد و یا بزداید، معنا و جان میدهد و مردمی بودن جهانی، تنوّع و هماهنگی همگان را میپسندد و میپرورد.