بررسی و تحلیل «دنیای مطلوب» از منظر عین‌القضات همدانی و روزبهان بقلی با توجه به نظریة انتخاب «ویلیام گلاسر»

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجنماعی، دانشکاه مازندران، بابلسر، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

3 استاد دانشگاه پیام نور

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.30495/mmlq.2022.689118
چکیده

دنیای مطلوب در نظریة انتخاب ویلیام گلاسر، مجموعه‌ای از ایماژهای هستی است که انسان برای بهتر زیستن در ذهن دارد؛ این ایماژها نشان دهندۀ جهانی است که انسان آرزو دارد در آن زندگی کند. این مدل ایماژها از دنیای مطلوب، همان نوعی است که عرفای پیشین ما با برداشت از کتب مقدس و کشف و شهود شخصی به تصویر کشیده‌اند. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی دنیای مطلوب از دیدگاه عین‌القضات همدانی و روزبهان بقلی با توجه به نظریۀ انتخاب ویلیام گلاسر پرداخته است. دنیای مطلوب در گفتمان ادبی عرفانی از این نظر و در پاسخ به این مسأله حائز اهمیت است که عرفا با ترسیم دنیای آرمانی خود، پیروانشان را به سمت دنیایی قابل دسترس هدایت کرده‌اند؛ گاه نیز دنیای مطلوب آنان، دنیایی انتزاعی و غیرقابل دسترس است. عین‌القضات و روزبهان با زبانی استعاری تجربیات زیستة خود را تصویرگری کرده و با متونی واقع‌گرایانه، دنیایی فرا‌‌واقع‌گرایانه را تفسیر کرده‌اند و کیفیت دنیای مطلوبی را که در آن وصال حقّ تعالی و فنای فی‌الله محقق می‌شود را در مقام تشبیه به کبریاء الله، وجه الله، صحرای جبروت، ازل، گلستان ازل و جهان سرمد تعبیر کرده‌اند. این دو عارف با استفاده از انواع روش‌های توصیفی، تصاویر ذهنی افراد را تغییر داده و آنان را به دنیایی مطلوب ـ ولو انتزاعی ـ که در آن مطلوب‌های ذاتی و روان‌شناختی مانند آرامش و معنایافتگی حاکم است، رهنمون ساخته‌اند.