بازتاب بازماندههای اسطورهها در قصّههای مشدیگَلینخانم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
3 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
doi
10.30495/mmlq.2021.1939890.2858چکیده
قصّههای مشدیگَلین خانم نوشتة الول ساتن، شامل 110 قصّه از قصّههای عامیانة مردم ایران است. هدف این پژوهش، نشان دادن بازتاب بازماندههای اسطورهها در برخی از این قصّهها و همچنین تطبیق این اسطورهها با شاهنامه و کتابهای اسطورهای است. در این قصّهها، سخنی از زال و سیمرغ نیست، ولی قهرمان را پرندهای پرورشمی د هد و کرّة دریایی و اسب با کندن چند تار از یال خود و دادن به قهرمان داستان، او را یاری میرسانند. پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی نشان میدهد که برخی از قصّههای عامیانه، شکسته شدۀ اسطورهها هستند که با گذشت زمان در قصّهها و افسانهها بازتاب یافتهاند. ورود اسطورهها در قصّهها و افسانههای عامیانه سبب بقای آنها شده است. ممکن است محتوای قصّههای مشدی گلین خانم، تمام جنبههای اسطوره را دربرنگیرد، اما به صورت پارههای گسسته از یک یا چند اسطوره و یا وقایع شاهنامه الگو گرفته باشد. نگارندگان در این پژوهش با واکاوی ابعاد برخی از قصّههای مشدیگلینخانم، تأثیر اسطورهها را در برخی از این قصّهها بررسی کرده و چگونگی دگردیسی آنها را تبیین نمودهاند.