تحلیل و تطبیق «منطقالطیر» عطار نیشابوری و رمان «کتاب سیاه» از اورهان پاموک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گرایش ادبیات غنایی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بناب، بناب، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بناب، بناب، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، ایران
doi
10.30495/mmlq.2022.691129چکیده
اورهان پاموک، داستاننویس صاحبنام ترکیه، برخی آثار خود را تحت تأثیر ادبیات ایران و مطابق الگوهای موجود در شاهکارهای ادب کلاسیک فارسی خلق کرده است. کتاب سیاه یکی از رمانهای پاموک است که در آن، شیوههای نوین و مدرن داستاننویسی در غرب، با قصهها و حکایات کهن ادبیات شرق، از جمله ادب فارسی، نزدیکی و خویشاوندی یافته است. پاموک در این رمان، توجه ویژهای به عطار نیشابوری و منظومۀ منطقالطیر نشان داده و تلاش نموده است کار خود را با الگوی نمادین موجود در منطقالطیر مطابقت دهد. او از منطقالطیر به صورت پشتوانهای محتوایی و ساختاری بهره برده و با ایجاد موقعیتهای داستانی ویژه، در صدد بازنمایی وادیهای طریقت در متن رمان خود برآمده است. این گفتار، با روش تحلیلی ـ تطبیقی، شیوة بهرهمندی پاموک از اندیشههای عطار و چگونگی تأثیرپذیری او از منطقالطیر را بررسی کرده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد ظرفیتهای عرفانی، تمثیلی و داستانی منظومۀ منطقالطیر و رمان کتاب سیاه از جهات مختلف همانندی دارد. در این رمان، ضمن بازنمایی معنایی مفاهیم عرفانی منطقالطیر، اشاراتی مستقیم به قصههای منطقالطیر و فرازهایی از داستان سفر مرغان به کوه قاف، به چشم میخورد؛ همچنین ذکر برخی نامها به روشنی نشان میدهد که وجه بینامتنی ژرف و فراگیری میان رمان کتاب سیاه و منطقالطیر وجود دارد.