تحلیل رفتار شخصیّت‌های اصلی داستان « زال و رودابه» بر اساس الگوی «سفر قهرمان»

نویسندگان

1 استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.30495/mmlq.2022.694063
چکیده

سفر قهرمان نظریۀ مشهور جوزف کمپبل است که با تأثیر از نظرات یونگ و با بهره‌گیری از نظرات ون جنپ بنا نهاده شده است. کمپبل سه مرحلۀ جدایی، تشرّف و بازگشت را به همراه زیرمجموعه‌هایشان برای الگوی خود در نظر گرفته است. این الگو و الگوهای دیگری که با تأثیر از آن پدید آمده‌اند پایه و مبنای نقد کهن‌الگویی است. در این مقاله داستان زال و رودابه شاهنامۀ فردوسی بر اساس این الگو به روش تحلیلی و توصیفی بررسی شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که داستان زال و رودابه، در کلیّات با الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل تطابق دارد اما در جزئیات و زیرمجموعه‌ها با الگوی ذکر شده اختلافاتی دارد. در این داستان مرحلۀ زیرمجموعۀ شکم نهنگ دیده نمی‌شود، در مرحلۀ تشرّف وسوسه‌گری وجود ندارد که بازدارندۀ زال از ادامۀ سفر باشد و در مرحلۀ بازگشت مورد یا مواردی برای امتناع از بازگشت، فرار جادویی، رسیدن کمک و عبور از آستان بازگشت، دیده نمی‌شود.