تحلیل ابیات و روایات دفتر اول مثنوی بر اساس نظریة بدخوانی خلاق هارولد بلوم
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد تهران مرکزی
doi
10.30495/mmlq.2022.1945922.2922چکیده
بدخوانی خلاق نظریهایست که هارولد بلوم آن را بر مبنای بینامتنیّت؛ یعنی روابط میان متون و تأثیرپذیری آثار ادبی از یکدیگر مطرح کرده است. بر این اساس، همواره کشاکشی میان شاعران و نویسندگان جدید با گذشتگان وجود دارد. بلوم در مهمترین اثر خود به نام اضطراب تأثیر بر رابطه دوسویه اما ستیزهجویانة مؤلفان جدید با مؤلفان گذشته تأکید کرده است. شاعران و نویسندگان جدید برای رهایی از دلهرة تأثیرپذیریِ متون گذشته با بدخوانی خلاق به روشهایی برای خلق آثار جدید دست میزنند و با این کار میکوشند تا خود را از پیشینیان برتر بدانند. در این پژوهش دگرگونیهایی را که مولوی به منظور رهایی از اضطراب تأثیرپذیری آثار پیشین، اعمال کرده است و نسبتهای بدخوانی خلاق بلوم در مثنوی را به شیوة تحلیلی ـ تطبیقی بررسی میکنیم. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روش خلاقانة مولوی در آفرینش داستانها و حکایات و برای رها کردن خود از تأثیر متون گذشته، مصداق بدخوانی خلاقانهای است که بلوم مطرح میکند و به این منظور از شگردهای گوناگونی مانند تداعی، ایجاد مضامین تعلیمی و دینی و حکمی، تغییر در عناصر داستان و فرافکنی بهره برده است.