بررسی تطبیقی اسطورههای ضحاک و مردوک در خویشکاری دو نیمکردن هماوردان اساطیری خود
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات و فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات و فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران
doi
10.30495/mmlq.2022.697101چکیده
در اکثر قریب به اتفاق منابع پس از اسلام، روایت غلبه ضحاک بر جمشید اینگونه آمده است که پس از افول اقتدار سلطنت جمشید و گریختن فرّه از او و پیشروی و کشورگشایی ضحاک، در نهایت جمشید حکومت و تخت پادشاهی را رها میکند و میگریزد. مدت زمانی او در نقاط مختلف جهان سرگردان و فراری بود و ضحاک همه جا در پی او. در پایان ضحاک، جمشید را مییابد، و وی را با ارّه به دو نیم میکند. حال سوال اینجاست: چرا ضحاک جمشید را با این شیوه منحصر به فرد میکشد؟ آیا ضحاک نمیتوانست مانند بسیاری از شاهان یا پهلوانان تاریخ اساطیری ایران، دشمن خود را سر ببرد؟ چرا ضحاک او را به دار نیاویخت؟ یا حتی میشد بدون بیان نحوه کشته شدن، تنها به ذکر این مطلب بسنده کرد که ضحاک پس از یافتن جمشید، او را کشت. پس بیگمان رازی و نمادی در پس این نحوة خاص کشتن جمشید؛ یعنی ارّه کردن او بوده است. این تحقیق بر آن است تا با روش توصیفی ـ تحلیلی و با توجه به تأثیر اسطورههای اقوام بومی ایران که قطعا تحت تأثیر اسطورههای دولتشهرهای میانرودان بوده است، مطابقت اسطورههای ضحاک و مردوک را بیان کند؛ با توجه به شباهت این دو روایت، این نظریه را مطرح میسازد که ارّه کردن جمشید توسط ضحاک، متأثر از دوپاره کردن تیامت توسط مردوک است.