تحلیل بنمایههای اسطورهای داستان «بانوی باغ» شهریار مندنیپور
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، ایران
3 دانشجوی دکتری تخصّصی زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، ایران
doi
10.30495/mmlq.2022.696896چکیده
داستان کوتاه بانوی باغ از هفت ناخدای مندنیپور، شرح دیدگاهی پدرسالارانه دربارة زن و جامعهای است که در آن زندگی میکند. وی برای بیان دیدگاههای خود از جامعه و سرزمینش از زبان نماد و بنمایههای اساطیری ـ در فضای بوفکوری و وهمناک ـ استمداد میجوید. این مقاله میکوشد با دیدگاه اسطورهای و روش توصیفی ـ تحلیلی پاسخ دهد که نویسنده از کدام بنمایهها و روایات اسطورهای برای تفهیم بهتر داستان بهره جسته است؟ وآیا این بنمایهها در تار و پود داستان فرو رفتهاند یا صرفاً به صورتی نمادین حضور دارند؟ مندنیپور برای توضیح مرگِ زیبایی و پیشرفت، عدم تغییر و نرسیدن به آمال در سرزمینش، از اسطورۀ سفر به جهان زیرین، مرگِ ایزد گیاهی سخن میگوید و از نمادهای مربوط به دوران برزیگری ـ چاه، گُل و... ـ نام میبرد؛ عامل نابودی را دیو مینامد و تقابلی بین ایزدبانوی برزیگری و خدای آریاییان ایجاد میکند. نویسنده با آگاهی از تکرار اساطیر در زمان مقدّس تبیین میکند که در هر زمان قهرمانی سعی در تغییری شگرف دارد و در نهایت به آن ایدهآل نمیرسد، چراکه افراد، حقیقت، زیبایی و تغییر را در پدیدۀ خاصی میجویند.