چگونگی دگردیسی نمادهای اساطیری «خون، گیاه و گیسو» در رمانهای معاصر (مطالعه موردی سووشون، حیرانی و منِ او)
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مهاباد، ایران
doi
10.30495/mmlq.2023.699048چکیده
پژوهش حاضر چگونگی بازتولید نمادهای اساطیری خون، گیاه و گیسو را در ارتباط با اسطورة شهیدشونده به شکل تلفیقی در رمانهای معاصر بررسی میکند. برای دستیابی به این هدف، نخست به منظور شناسایی اصالت نحوة تلفیق، آنها را در داستانِ سیاوش شاهنامه بررسی و سپس با توجه به میزان مطابقت، شیوه و دلیل دگردیسی این نمادهای اساطیری را در سه رمان معاصر با داستان سیاوش در شاهنامه تحلیل نموده است. جامعۀ آماری تحقیق، متون اساطیری و چند رمانِ معاصر و نمونۀ تحقیق، داستان سیاوش در شاهنامه و سه رمان سووشون، حیرانی و منِ او است که با روش نمونهگیری هدفمند انتخابشدهاند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی بر آن است این نمادهای اساطیری متأثر از خط فرهنگی، عناصر و مناسبات درونی خود در رمان تغییر کرده و بازتولید شده اند. نتایج ضمن تأیید باززایی این مثلث نمادین در ادبیات داستانی معاصر و بررسی روند تحولِ آن، بر آن است که ساختار آن با وجود تفاوت در زمینه باززایی(زمان، مکان و موقعیّت) ثابت مانده است، امّا اجزاء، زمینه و کارکرد شخصیّتی و معنایی آن دچار دگردیسی شده است و دال محور شناخت آن با توجه به سه عنصر تغییر، شکستگی، دگرگونی و ادغام بازتولید شدهاند.