تحلیل تصاویر انسانگونهانگارانه و درونمایة آنها در مثنوی مولانا
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری تخصصی رشته زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/mmlq.2023.703710چکیده
مثنوی مولانا جدای از زیباییها و جذابیتهای ادبی، دارای مفاهیم ژرفی است که پس از قرنها، همچنان با معیارهای فکری امروز قابل سنجش است و به همین دلیل هنوز تازگی دارد و کهنگی نمیپذیرد. بی تردید یکی از ژرفترین مفاهیم مثنوی، مفهوم انسان است. انسان در مثنوی، با اعتبارهای مختلف، شئون و وجوه گونهگون دارد. گاهی ضعیف، خوار و ناتوان است، ولی با اینهمه مغرور و سرکش و طاغی و گاهی وجهی خداگونه دارد و تاج کرامت بر سر او نهاده میشود و عالَم در او، مُنطَوی. اما آنچه مهم است، این است که این هردو شأن، مبنای تصویرگریهای انسانگونهانگارانه از خدا، جهان، امور اُلوهی و طبیعی است. پژوهش حاضر با تأملی در ریشهها و زمینههای انسانگرایی و انسانگونهانگاری در قلمروهای مختلف، به روش توصیفی ـ تحلیلی به تحلیل تصاویر انسانگونهانگارانه و درونمایة آنها در مثنوی مولانا پرداخته است. این تحقیق نشان میدهد که چگونه معرفت و شناخت و زبان و بیان و تخیل آدمی، همواره دچار انسانگونهانگاری است حتی آنگاه که از تنزیه سخن میگوید.