تحلیل تطبیقی کنش‌های سه‌گانة شخصیت‌های اساطیری در ساختار روایی «اودیسة هومر» و «داراب‌نامة طرسوسی» بر مبنای نظریة اسطوره‌شناسی تطبیقی ژرژ دومزیل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30495/mmlq.2023.702445
چکیده

پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی تلاش می‌کند با تکیه بر نظریة اسطوره‌شناسی تطبیقی ژرژ دومزیل، کنش‌های شخصیت‌های اساطیری اودیسة هومر و داراب‌نامة طرسوسی را با یکدیگر انطباق دهد و به این پرسش پاسخ دهد که کنش‌های شخصیت‌های اساطیری در داراب‌نامه و اودیسه تا چه میزان با نظریة کنش‌های سه‌گانة دومزیل انطباق دارند و موارد تشابه و تفاوت آن‌ها کدام است؟ یافته‌ها حاکی از آن است که شخصیت‌های اصلی این دو اثر؛ یعنی داراب و اسکندر را می‌توان با اولیس در یک طبقه‌بندی قرار داد. بررسی کنش‌های داراب و اولیس نشان می‌دهد که هر دو در جایگاه پادشاهی، مؤید ویژگی‌های هر سه کنش هستند؛ با این تفاوت که اولیس زادة خدایان (زئوس) است و داراب در مقام پادشاهی دارای فّره‌ایزدی است. هوشمندی و حیله‌گری از بارزترین صفات اولیس است درحالیکه داراب با صفت قدرتمندی شناخته‌ می‌شود. اسکندر مقام پادشاهی را برای فتوحات دینی رها کرد، اما اولیس به سبب عدم قربانی برای خدایان مجازات شد. سایر شخصیت‌ها از جمله طمروسیه و بوران‌دخت با پنلوپ نیز با تفاوت‌های جزیی مظهر پاکدامنی هستند. تأکید بر وفاداری به پیمان ازدواج در اودیسه گفتمان غالب است، اما در داراب‌نامه فتوحات دینی برای اسکندر بر سایر وجوه گفتمانی غلبه دارد.