مطالعۀ تطبیقی شاخصههای نظریۀ بهزیستی در غزلیّات حافظ بر پایۀ روانشناسی مثبتنگر سلیگمن
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه روانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه روانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30495/mmlq.2023.703839چکیده
نظریّۀ بهزیستی سلیگمن ناظر بر هیجان مثبت، روابط مثبت، معنا، مجذوبیّت و دستاوردی برای رسیدن به شکوفایی است. شش فضیلت عدالتطلبی، نوعدوستی، تعالی، خرد، شجاعت و میانهروی و بیست وچهار توانمندی، زیربنای آن را تشکیل میدهند. هدف از پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ توصیفی، مطالعۀ تطبیقی شاخصههای نظریۀ بهزیستی سلیگمن در غزلیّات حافظ میباشد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که اهداف مشترک آثار ادبی و عرفانی با روانشناسی مثبتنگر، تحصیلِ رضایت از گذشته، امید به آینده و کسب شادی در زمان حال به منظور پرورش انسان توانمند در مسیر شکوفایی و زندگی هم معنا است. در این راستا معیار ذهنی حافظ نسبت به جهان و روزگار، پیامی جز شادی و درمانی جز عشق برای بشر نمیشناسد و همین امر پیام او را فرا زمانی و فرا مکانی کرده است. وی شادی و عشق را همواره نجاتبخش بشر میداند که در روزگار بلا راهگشاست. از آنجایی که غزلیّات حافظ، عرصۀ نمودِ عناصر نظریۀ بهزیستی است که در این پژوهشِ میانرشتهای بدان پرداخته شده است، موجب توجه بر اندیشههای سازگاری حافظ و سلیگمن در مقولۀ شادی، شکوفایی و ضرورتهایِ تلاش انسان برای دستیابی به کمال، میشود.