اعتبارسنجی مدلهای رگرسیون خطی و شبکه عصبی مصنوعی در ترسیم نقشه عمق تالاب بینالمللی زریوار با استفاده از دادههای سنجندهOLI ماهواره لندست 8
نویسندگان
1 استاديار گروه محيط زيست، دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 کارشناسی ارشد محیط زیست، دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
3 استاديار گروه محيط زيست، دانشکده منابع طبيعي، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
چکیده
زمینه و هدف : پیشرفت دانش سنجش از دور در دههی اخیر سبب گشته تا امروزه به کاربرد این دانش در مطالعات زیست محیطی توجه زیادی جلب گردد. در این میان ژرف سنجی تالابها به عنوان یکی از مطالعات زیست محیطی پیوسته جهت اعمال مدیریتی اگاهانه در این بوم سازگانهای بسیار حائز اهمیت است. روش کار : در مطالعه حاضر برای ترسیم نقشه ژرف سنجی تالاب بین المللی زریوار از نوارهای سنجنده OLI ماهواره لندست 8 به دلیل جدید بودن نوارهای این سنجنده از نظر کوانتیزیشن و بازههای طول موجی آن استفاده شد. برای این منظور عمق سنجی میدانی همزمان با عبور ماهواره لندست 8 از روی تالاب انجام شد. جهت دست یابی به نتایج دقیقتر و به دست آوردن همبستگی بالاتر بین مقادیر برآوردی عمق تالاب و مقادیر واقعی آن نتایج دو مدل رگرسیون خطی و شبکه عصبی برای تک نوارها و شاخصها با هم مقایسه شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که مقادیر همبستگی در مدل شبکه عصبی مصنوعی بیشتر از رگرسیون خطی است. مقایسه نقشههای ترسیم شده نشان داد که در نوارهایی که نتایج همبستگی بین عمق برآوردی و عمق واقعی کم است (نوار آبی) نقشه خروجی حاصل از مدل توانایی نشان دادن بخشهای عمیق تالاب را ندارد و همچنین وسعت مناطق کم عمق تالاب را نیز کمتر از مساحت واقعی آن نشان میدهد. دقیقترین نقشه، نقشهی حاصل از برآورد عمق تالاب بر اساس نتایج شاخص (band4-band2)/(band4+band2) بود که هم توانایی بیان عمق دقیق مناطق عمیق تالاب را داشت و هم مساحتهای اعماق مختلف را متناسب با مساحت واقعی آنها نشان داد. نتیجه گیری: نتایج کلی این تحقیق نشان داد که در مرحله اول خروجیهای حاصل از مدل شبکه عصبی در بخش تک نوار و شاخصها دارای برتری قابل ملاحظه ای در مقایسه با مدل رگرسیون خطی در برآورد میزان عمق آب تالاب بین المللی زریوار است و در مرحله دوم ترسیم نقشه عمق بر اساس نتیجه شاخص نواری (band4-band2)/(band4+band2) بیشترین تناسب را با نقشه عمق ترسیم شده بر اساس دادههای واقعی را دارد. بنابراین این شاخص میتواند به عنوان مدلی مناسب جهت برآورد عمق آب در آبهای داخلی کم عمق و نقاط ساحلی در نظر گرفته شود.