تحول و کارکرد اسطوره و حماسه در کتابهای تاریخی عهد مغول و ایلخانی (با تکیه بر تاریخ جهانگشای جوینی، جامعالتورایخ رشیدالدین فضل الله و تاریخ وصاف)
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات حماسی دانشگاه قم
doi
10.30495/mmlq.2024.709157چکیده
شرایط سیاسی و اجتماعی عهد مغول ـ ایلخانی با حضور گسترده اساطیر و حماسههای ایرانی در کتابهای تاریخی این عهد پیوند دارد. اهداف متفاوت مورخان سبب تحول در کارکرد اسطوره و حماسه شده است. ازاینرو بررسی تحول در کاربرد اسطوره و حماسه در این منابع و شناخت ظرفیتهای آن ضروری است. نتایج پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، به شرح ذیل است: الف) جوینی با الهام از شاهنامه ، در پی خلق حماسهای منثور بوده و برای تحقق اندیشههای مغولستیزانه و ایرانگرایانه خویش از شخصیتها و فضای حماسی بهره برده است. او با زیرکی به تشبیه خوارزمشاهیان به ایرانیان و مغولان به تورانیان، تاریخ را بر مبنای حماسه تأویل کرده و به بازآفرینی نبردهای حماسی ایرانیان پرداخته است؛ ب)رشیدالدین فضلالله جایگاه بسزایی در آشنایی بیگانگان با مفاهیم و اندیشههای ایرانشهری دارد. او در پی بسترسازی برای بازآفرینی اندیشههای سیاسی ایران باستان از جمله شاه و ایرانشهر است؛ ج) وصاف با بیان شیوه حکمرانی شاهان اساطیری و تاریخی ایران درصدد فرهنگپذیری و کاهش بدخویی مغولان و ایلخانان است تا از آنان شاهانی با آیین ایرانی تربیت کند. همچنین، وصاف اسطوره و حماسه را برای تفاخر به هنر نویسندگی خویش به خدمت گرفته است.