ارزیابی آماری سطح دانش، آگاهی و نگرش محیط زیست در بین دانشجویان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه یاسوج)
نویسندگان
1 استادیار تنوع زیستی و ایمنی زیستی، پژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار، تهران، ایران
2 استادیار، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
چکیده
زمینه و هدف: در قرن حاضر با افزایش جمعیت و فعالیتهای مخرب بشر در بستر محیط پیرامونی، افزایش سطح دانش و آگاهیهای زیست محیطی در بین جوامع بهویژه جوامع علمی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین نوع نگرش و رفتار درست ما میتواند تا حدودی چالشهای زیست محیطی را کاهش دهد. آموزش، فرهنگسازی و اجرای بنیانها و ارزشهای زیستمحیطی در بسترهای علمی مانند دانشگاه امکان پذیر خواهد بود. این پژوهش با هدف ارزیابی اثرگذاری مؤلفههای دانش، آگاهی و نگرش نسبت به ردپای محیطی جامعه دانشجویان در دانشگاه یاسوج انجام شد. روش بررسی: این پژوهش با استناد به روشهای کمی و تحلیلهای آماری انجام شده است. برای سنجش و شناخت میزان ارتباط و فهم محیطی دانشجویان، 35 سؤال در ارتباط با مؤلفههای دانش، آگاهی و نگرش نسبت به محیط زیست مطرح گردید و یک مدل مفهومی در سه سطح طراحی شد. برای دریافت بازخورد رفتاری، 384 نفر دانشجو از طریق پرسشنامهها مورد واکاوی و سنجش قرار گرفتند. تحلیل دادهها و ارزیابی نرمال بودن آن با استفاده از آزمونهای Skewness و Kurtosis در نرمافزار R انجام شد. پایایی و اعتبارسنجی شاخصهای هدف نیز با استفاده از آلفای کرونباخ و تست محتوای درون گروهی (CVR)، انجام شد و از مقیاس سنجش عددی طیف لیکریت 5 درجهای نیز برای رتبهبندی شاخصها نسبت به بازخوردها و عکسالعملهای محیطی استفاده شد. یافتهها: رتبهبندی شاخصها با استفاده از روش طیف بندی جهت تعیین میزان اثرگذاری مؤلفههای زیست محیطی نشان داد که بازهی مقیاس خطی دانش، بزرگتر از دو مقیاس دیگر است و این به معنای اثرگذاری بیشتر این شاخص در بررسی چالشها و رفتارهای زیست محیطی در بین جامعه آماری است. به عبارتی نگرش دانشجویان نسبت به ظرفیت مثبت و منفی محیط زیست ارتباط معناداری با سطح دانش دارد. از طرفی مقایسه اثرگذاری شاخصها نسبت به هم به کمک روش بررسی فاصله اطمینان با آزمون توکی (Tukey's) مشخص گردید که میانگین درون گروهی، مؤلفه دانش با آگاهی دارای کمترین مقدار اختلاف معناداری یعنی 31 درصد است. به عبارتی مؤلفهی دانش تقویت کننده مثبتی برای بالا بردن آگاهی و بینش در بین جامعه در تعامل و ارتباط با محیط زیست است. نتایج نشان داد که اکثر دانشجویان (حدود 82 درصد) از دانش پایینی در خصوص آگاهی و نگرش مثبت نسبت به محیط برخوردارند به واسطهی دانش اندک، سطح آگاهی و نگرش دانشجویان نیز در پایین ترین سطح (21 درصد) قرار دارد. بحث و نتیجهگیری: بررسی چالشهای زیست محیطی نیازمند مؤلفههای چند بعدی است. به طور کلی افزایش آگاهی و نگرش نسبت به ساز و کارهای زیست محیطی ارتباط معناداری با تقویت آموزشهای زیست محیطی و دانش محور بودن ارتباطات محیطی دارد. تقویت این شاخصها در محیطهای علمی و دانشگاهی اثرات بسیار مطلوبی در جهت تقویت مکانیسم رفتارهای و کنشهای مثبت محیطی دارد.