بررسی و تحلیل شخصیتهای زن در شاهنامه بر اساس نظریۀ کهنالگویی شینودا بولن
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
doi
چکیده
زنان در شاهنامه با توجه به شخصیتشان دارای جنبههای مختلف تاریخی، حماسی و اسطورهای هستند و بسته به تواناییهای خود در موقعیتهای مختلفی قرار میگیرند. هنر شخصیتپردازی فردوسی این بستر را فراهم میکند تا کنشهای زنان با کاربست مبانی نظریههای شخصیتی نیز بررسی شود. از اینرو پژوهش حاضر با استناد به منابع کتابخانهای و روش توصیفی ـ تحلیلی، شخصیتهای زنان شاهنامه را بر اساس آراء کهنالگویی بولن بررسی میکند. بولن با رویکردی کهنالگویی و نظرداشت اسطورههای یونانی، ابعاد جدیدی از شخصیت را بازنمایی کرده است. نتیجه پژوهش نشاندهندة این است که در کلیت شاهنامه شاهد نفوذ کهنالگوهای آفرودیت، آتنا، هرا، هستیا و آرتمیس در لایههای درونی و عینیتیافتۀ شخصیت زنان هستیم. تهمینه پیچیدهترین شخصیت زن در شاهنامه به شمار میآید؛ زیرا نمود کهننمونههای آفرودیت، هستیا و هرا در او دیده میشود. سیندخت نیز، نماد خردمندی، چارهگری و عقلگرایی در سرودۀ فردوسی بوده و آتنایی است. همچنین، کنشهای جریره بیان میدارد که او زنی خانوادهگراست و هستیایی محسوب میشود. اقدامات گردآفرید و حضور دلیرانهاش در میدان نبرد و نیز، بیرحمیهای سودابه در حقّ سیاوش، آنها را زنانی به ترتیب با صفات مثبت و منفی ایزدبانوی آرتمیس جلوه داده است. فردوسی در لایههای زیرین این شخصیتپردازیها، گفتمان مردسالاری را به چالش میکشد و الگوپردازی زنانه را آغاز میکند.