تحلیل تطبیقی اسطوره‌های جمشید و میترا و پیوند آن‌ها با خورشید در چارچوب نظریه‌های الیاده و یونگ

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان،. ایران

doi
چکیده

اسطوره‌ها به‌عنوان یکی از بنیان‌های فرهنگی و معنایی تمدن‌های باستانی، در شکل‌گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته‌اند؛ ازاین‌رو بررسی تطبیقی اسطوره‌ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه‌ای از هویت، نقش‌های اجتماعی و نگرش‌های کیهانی را نمایان‌می‌کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت‌های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده‌اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره‌گیری از نظریۀ تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریۀ کهن‌الگوی کارل‌گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته‌است. یافته‌های پژوهش نشان‌می‌دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیدۀ طبیعی، به‌عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر‌می‌شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم‌بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در‌حالی‌که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به‌شمار می‌رود. ازمنظر تحلیل روان‌شناختی یونگ، این تفاوت‌های بنیادین، منعکس‌کنندۀ تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی‌های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت‌های فرهنگی و آیینی تبدیل‌می‌کند.