تأملی بر رویکرد موراکامی به هدف زندگی در داستان «دختر تولد» با استمداد از الگوی فرایند فردیت یونگ
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشیار گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
چکیده
در نظام روانشناسی یونگ، آدمی با یک برنامة رشد کهنالگویی به نام «فرایند فردیت» که نهادینه در ناخودآگاهش است، پا به جهان میگذارد. هاروکی موراکامی، نویسندهای است که شخصیتهای داستانهایش در جستوجوی هدف زندگی هستند. سیروسلوک شخصیتهای او، در برخی موارد، حالتی فرازمانی و فرامکانی دارند، گویی از قواعد مرسوم خودآگاه گذر کردهاند و بر معنای پنهان و جنبة کهنالگویی پدیدهها تأکید دارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی ـ تطبیقی در نظر دارد یکی از پررمز و رازترین داستانهای هاروکی موراکامی، داستان کوتاه « دختر تولد »، را بستر کار خود قرار دهد و با تکیه بر تأکیدات کهنالگویی داستان و با استمداد از الگوی فرایند فردیت یونگ، مواجهة شخصیت اصلی داستان را با عناصر ناخودآگاهش، در جهت بازشناسی هدف زندگی از منظر نویسندة داستان را تبیین نماید. در این جستار پس از مطابقت داستان «دختر تولد» و آرا یونگ، به واکاوی کهنالگوهایی مانند «سایه»، «پرسونا»، «آنیما و آنیموس»، و «خود» در بطن داستان پرداخته شده است. نتیجۀ پژوهش حاکی از آن است که مراحل سیروسلوک در داستان موراکامی با الگوی فرایند فردیت منطبق است و آنچه از منظر موراکامی میتواند هدفی برای زیستن باشد، نائلشدن به مرتبۀ کهنالگویی خود است که در فرایند فردیت یونگ نیز آخرین کهنالگو است.