بوستانها به مانند آزمایشگاه اجتماعی شهر: پیوند امنیت، غنای فرهنگی و اجتماعپذیری در شکلدهی تجربه مادران و ...
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه آموزشی توسعه اجتماعی دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد، گروه آموزشی توسعه اجتماعی دانشگاه تهران
3 استاد، گروه آموزشی توسعه اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijsp.2026.407304.671362چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی زمینهها و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی بوستانهای مادر و کودک در شهر تهران، و استفاده از روشهای کیفی مبتنی بر مشاهده و مصاحبه نیمهساختاریافته(52 مصاحبه) به درک تجربیات استفادهکنندگان و عوامل مرتبط(مادران، نگهبانان بوستانها، همسایگان محلی و کارشناسان شهرداری) پرداخته است. دادههای بوستانها ابتدا به صورت منفرد مقولهبندی شدهاند؛ سپس برحسب پیوند میان سه مقوله محوری احساس امنیت، غنای فرهنگی و قابلیت اجتماعپذیری، سه دسته بوستان با عنوانهای «بوستان پیشرو» (اجتماعپذیر با معماری اجتماعمحور)، «متوسط»(فراغتپذیر و محلی) و «خاموش»(اجتماعگریز و غیرحساس به فرهنگ) از هم تفکیک شدهاند. براساس یافتهها، در تجربه مادران و بانوان ، امنیت و فرهنگ به اجتماعپذیری و غنیسازی فراغت درپارک کمک بزرگ کردهاند. به عبارت دیگر رویکرد معماری اجتماعمحور بوستانها از طریق تامین امنیت(حضور منظم نگهبان، نصب دوربین در ورودیها و خروجیها)، چیدمان اجتماعی فضا(نحوه نصب نیمکتها، آلاچیقها، میدانهای باز و تعاملی) و وجود امکانات و تجهیزات فرهنگی(فرهنگسرا، فضای ورزشی، کتابخانه، خانه مادر و کودک و...) میزان همگرایی، همنشینی و دورهمیهای مادران را افزایش داده است. به میزانی که مادران از حضور افراد پرخطر و نامتناسب با فضا یعنی معتادان، افراد بیخانمان و ... دچار تشویش بیشتر شدهاند، نگاه بدبینانهتری نسبت به بوستانها داشته اند. یعنی ایشان در اثراین احساس ناامنی، بوستانها را محمل و فضای تعاملات اجتماعی مثبت و سرمایه اجتماعی قلمداد نمیکنند.