گسست تجربه کودکی در میان کودکان کار در خیابان: مطالعهای در شهر رشت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، علوم اجتماعی، حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 کارشناسی، گروه ریاضی و آمار، دانشگاه پیام نور، منجیل، ایران
doi
10.22059/ijsp.2026.365535.671171چکیده
کودکانی که از سنین پایین در فعالیتهای اقتصادی مشارکت دارند، با تجربههایی دشوار، پیچیده و آسیبزا مواجهاند. این مطالعه با رویکر کیفی و روش نظریه زمینهای انجام شده است. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ۱۵ کودک کار در خیابان در شهر رشت بودند که بهصورت هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته جمعآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد که کودکان کار در خیابان با نوعی «دوگانگی احساسی» مواجهاند؛ بهگونهای که احساس رضایت نسبی از مشارکت اقتصادی در آنان با احساس ترحم، تحقیر، طرد و نادیدهانگاری اجتماعی در هم آمیخته است. علاوهبراین«هویت دوگانه»ای در این کودکان شکل گرفته که منجر به کشمکشی دائمی میان نقشهای کودکی و بزرگسالی میشود. وضعیت «رهاشدگی مضاعف» نیز در میان این کودکان مشهود است؛ بهنحوی که کمبود حمایتهای خانوادگی و اجتماعی بهطور همزمان تجربه شده و کودکان از طریق مقایسه اجتماعی با همسالان، این فقدان را درک میکنند. همچنین، محرومیتهای مالی و کمبود فرصت برای استراحت، تفریح و تعامل اجتماعی، زندگی آنها را به چرخهای یکنواخت از خانه تا خیابان و بالعکس تقلیل داده است؛ امری که با حذف فرصتهای تفریح، تعاملات خانوادگی و اجتماعی، به «رکود زیستجهان» انجامیده است. در نهایت، «فرودستی پایدار» بهعنوان وضعیتی بازتولیدشونده از محرومیت و بیقدرتی، شرایط تثبیتشدهای را بر زندگی آنان تحمیل کرده است. این وضعیت انسداد زیستجهان کودکانه، در قالب مقوله مرکزی «کودکی مصادرهشده» صورتبندی شده است که بیانگر سلب تدریجی تجربههای بنیادین کودکی در بستر خیابان میباشد.