توسعه مدل شش سیگمای ناب و زنجیره تامین ارتجاعی: رویکردی نوین برای سیاستگذاری عمومی و ارتقای انعطافپذیری صنایع استراتژیک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت صنعتی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
2 استادیار گروه مدیریت صنعتی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
4 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
doi
10.83078/JPARNT-2025-1222656چکیده
صنایع مواد غذایی با چالشهای متعددی در زمینه بهبود کیفیت، کاهش ضایعات و افزایش انعطافپذیری زنجیره تأمین مواجه هستند. در ایران، دولت از طریق سیاستهای حمایتی و نظارتی (مانند استانداردهای وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو)، نقش محوری در تنظیم و تقویت این زنجیرهها ایفا میکند، اما چالشهایی نظیر تحریمها، نوسانات ارزی و تغییرات آبوهوایی، ضرورت توسعه مدلهای یکپارچه سیاستمحور را برجسته کرده است . این پژوهش با هدف توسعه مدل یکپارچه شش سیگمای ناب و زنجیره تأمین ارتجاعی در صنعت مواد غذایی انجام شد تا چارچوبی برای سیاستگذاران دولتی جهت بهبود برنامهریزی عمومی و مدیریت صنایع استراتژیک ارائه نماید . این تحقیق با رویکرد آمیخته اکتشافی و با استفاده از نظریه دادهبنیاد، مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM)، سیستم استنتاج فازی (FIS) و طراحی آزمایشها (DOE) انجام شد. جامعه آماری شامل 12 خبره در حوزه زنجیره تأمین مواد غذایی بود. از تحلیل کیفی 66 کد باز، 24 کد محوری و 8 کد انتخابی استخراج شد. نتایج نشان داد که TQM با اثر 15.3 بیشترین تأثیر را بر انعطافپذیری و با اثر 4/4 بر ظرفیت داشت. QFD و BSC نیز بالاترین اثرگذاری را بر سازگاری نشان دادند. مدل پیشنهادی چارچوبی جامع برای پیادهسازی شش سیگمای ناب در زنجیرههای تأمین ارتجاعی و نیز ابزاری کاربردی برای سیاستگذاران دولتی در ارزیابی و بهبود عملکرد صنایع غذایی ارائه داد. نتایج نشان داد که تمرکز بر TQM و QFD میتواند انعطافپذیری زنجیره تأمین را بهبود بخشد و در تدوین سیاستهای عمومی مرتبط با امنیت غذایی و توسعه صنایع استراتژیک مورد استفاده قرار گیرد.