تبیین الگوی بومی اجرای خط مشی های نظام سلامت در دانشگاه های علوم پزشکی با رویکرد هوش معنوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روانشناسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران

2 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران

4 استادیار، گروه مدیریت دولتی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران

5 استادیار گروه مدیریت دولتی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران

doi
10.82931/jparnt.2025. 1234443
چکیده

هدف این پژوهش، طراحی مدلی برای اجرای سیاست‌های نظام سلامت مبتنی بر هوش معنوی مدیران دانشگاه‌های علوم پزشکی در هشت قطب کشور است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر روش آمیخته (کیفی–کمی) از نوع اکتشافی، از نظر زمان مقطعی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها پیمایشی است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شدند. جامعه آماری بخش کیفی شامل استادان دانشگاه، خبرگان سیاست‌گذاری و مدیران ارشد دانشگاه‌های علوم پزشکی بود که ۱۸ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل ۱۰۳۲ نفر از مدیران دانشگاه‌های علوم پزشکی در هشت قطب کشور بود که بر اساس جدول کوهن، ۲۲۸ نفر برای اعتبارسنجی مدل و ۱۶۶ نفر برای طراحی مدل و بررسی روابط بین متغیرها به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. تحلیل داده‌های کیفی با نرم‌افزار NVIVO11 و داده‌های کمی با نرم‌افزارهای SPSS26 و Smart PLS3.3 انجام شد. نتایج تحلیل کیفی منجر به استخراج ۹۵ کد اولیه، ۳۰ مضمون پایه و ۱۲ مضمون سازمان‌دهنده شد. مضامین سازمان‌دهنده اجرای سیاست‌های نظام سلامت شامل تقویت حکمرانی مطلوب سلامت، حمایت اجتماعی، سیاست‌گذاری مبتنی بر عدالت، ایجاد و تقویت نظام مالی پایدار، ارتقای سرمایه انسانی، هوشمندسازی و تحول دیجیتال و ارائه خدمات با کیفیت است که در این میان، نظام مالی پایدار بیشترین نقش تبیینی را دارد. همچنین مدل هوش معنوی شامل آگاهی معنوی، ارتباط انسانی و شفقت حرفه‌ای، کنش اخلاقی و ارزش‌مدار، تعاملات معنوی و حس وحدت، و تعالی و تاب‌آوری معنوی است که «تعاملات معنوی و حس وحدت» بیشترین سهم را دارد. نتایج معادلات ساختاری نشان داد هوش معنوی تأثیر مثبت و معناداری بر اجرای سیاست‌های نظام سلامت دارد (β=0.353، p<0.05) و ۱۲ درصد از واریانس اجرای سیاست‌ها را تبیین می‌کند.