مبانی مدیریت سیاسی در اندیشه خواجه نظام الملک طوسی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی،واحد تبریز،دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز،ایران

doi
چکیده

مدیریت در معنای مدرن آن رفتاری است که فرد به نسبت موقعیت و جایگاهی که در اختیار دارد برای تمشیت امور سازمان زیر نظر خود انجام می دهد. اما این رفتار همواره می باید بر پایه ای نظری استوار باشد؛ به تعبیر دیگر آنچه که نوع وسنخ رفتار یک مدیر را سامان می دهد بنیان های تئوریک و ارزش هایی است که وی بدان باور دارد و از آن تبعیت می کند. این مبانی ممکن است بر اساس نوعی فلسفه ی عمل گرایانه یا کارکرد گرایانه و .. شکل گرفته باشد اما آنچه مسلم است این که لزوماً هر مدیریتی باید استراتژی مشخصی داشته باشد که ترسیم این استراتژی بر عهده نوعی تفکر متافیزیکی است که مدیر یا سیستم مدیریتی از آن تبعیت می کند.در این مقاله تلاش شده است که در یک مورد مطالعاتی تاثیر مبانی فکری و فلسفی بر روش مدیریتی یک مدیر بررسی و کاویده شود. بدین منظور خواجه نظام الملک طوسی، انتخاب گردیده است چراکه چندین ویژگی در وجود این شخص جمع شده است. اول این که از مدیران موفق و نوآور تمام ادوار تاریخ ایران می باشد و دوم این که به جهت آگاهی عمیقش از مبانی فلسفه سیاسی مسلمین مدیریت خود را بر اساس استراتژی و اندیشه خاصی سامان بخشیده است.