کاربرد آموزه های رهیافت پساتوسعه گرایی در مواجهه با مسائل توسعه استان کرمانشاه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، دانشگاه علوم تحقیقات، واحد مرکز، تهران. ایران.
2 دکتری علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی، کرمانشاه. ایران.
3 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22059/ijsp.2026.379677.671245چکیده
کاربرد دستورالعملهای رهیافت نوسازی را میتوان از لابهلای برنامههای پیشرفت اقتصادی- اجتماعی در سطوح ملی و محلی پیش از انقلاب اسلامی و متعاقب آن کشف نمود. وضعیت توسعهای کنونی استان کرمانشاه مبین آن است که بایستههای نظری رهیافت یاد شده نه تنها قادر بهتحقق اهداف توسعه متوازن و همگون در بخشهای مختلف استان نبوده بلکه حیات اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی شهروندان را با پیچیدگیهای بیشتری مواجه ساخته است. رویکرد پساتوسعه به عنوان پشتوانه نظری پژوهش حاضر بیان میدارد که رویکردهای نوسازی و توسعه که عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم در اغلب کشورها و مناطق جهان در حال توسعه انضمامی شدند، حاوی یک نگاه قوم مدار و غرب محور بوده و با رویکردی سادهسازی و تقلیلگرا به محیط توسعه در عمل باعث تعمیق فرآیند توسعه نیافتگی این مناطق و نیز تقویت شکافهای موجود در جوامع هدف گردیدهاند. پرسش پژوهش حاضر آن است که دشواره توسعه نیافتگی در استان کرمانشاه و راهکار مواجهه با آن را چگونه میتوان فهم نمود؟ فرضیه پژوهش بدین صورت طراحی شده که توسعه نیافتگی در استان کرمانشاه، برآیند کاربست الگوی مدرنیزاسیون توسعه بوده و راهکار رفع آن، بهکارگیری رویکرد پساتوسعه در مواجهه با محیط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی توسعه استان است. یافتهها و نوآوری تحقیق نشانگر آن است که الگوی بومی و درونزا در بهرهبرداری از ظرفیتهای بومی استان همچون موقعیت مرزی و نقش بازارچهها در توسعه تجارت منطقهای، اقلیم مناسب و منابع طبیعی نظیر آب، خاک و مراتع، وجود ابنیه تاریخی و طبیعی جهت توسعه گردشگری و صنایع دستی و نیز ورزشهای بومی، توان و قابلیتهای محیطی نهفته و آشکاری را پیش رو قرار می دهد که میتواند تا حدود زیادی در رفع موانع توسعه استان مؤثر واقع شده و حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهروندان را ارتقاء ببخشد. در این پژوهش، از چارچوب نظری پساتوسعه و نیز روش اسنادی، جهت تبیین مسئله تحقیق بهره گرفته شده است.