مدل کسبوکار چابک شرکت پتروشیمی اروند در محیط انقلاب صنعتی چهارم با استفاده از سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار
نویسندگان
1 گروه مدیریت صنعتی، واحد تهران مرکزی ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران
2 گروه مدیریت صنعتی، واحد تهران مرکزی ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران
3 گروه مدیریت صنعتی، واحد تهران مرکزی ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران
doi
چکیده
هدف پژوهش مدل کسبوکار چابک شرکت پتروشیمی اروند در محیط انقلاب صنعتی چهارم با استفاده از سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار بوده است. تحقیق به صورت اکتشافی و پیمایشی صورت گرفته است. در قسمت کیفی از روش دلفی و در قسمت کمی از روش مدل ساختاری تفسیری و معادلات ساختاری انجام شده است. در قسمت کیفی و همچنین روش مدل ساختاری تفسیری جامعه مورد بررسی مدیران و صاحبنظران در شرکت پتروشیمی اروند بودند که از روش نمونهگیری قضاوتی در دسترس 12 نفر انتخاب شدند. با استفاده از تکنیک کتابخانهای مولفههای موثر بر مدل شناسایی شدند. ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی به غربال و ارزیابی مولفههای شناسایی پرداخته شده است. در ادامه با استفاده از روش دلفی و روش ساختاری تفسیری به مدلسازی پرداخته شده است. نرم افزار مورد استفاده EXCEL و MICMAC است. جامعه کمی کارکنان شرکت پتروشیمی اروند به تعداد 1700 نفر بودندبا استفاده از فرمول کوکران 317 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. براساس پرسشنامه محقق ساخته براساس تحلیل کیفی، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و تحلیل مسیر انجام شده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و تحلیل مسیر انجام شده است. براساس نمونه گیری در ادامه به منظور برازش مدل پیشنهادی از تکنیک مدل معادلات ساختاری در نرمافزار SMARTPLS استفاده شده است. براساس تکنیک دلفی پنج دسته عوامل اصلی شامل کارایی کسب و کار، یکپارچگی کسب و کار، برنامهریزی کسب و کار و زیرساختهای کسب و کار شناسایی شدند. استفاده از مدل کسبوکار چابک توسط شرکت پتروشیمی اروند در محیط انقلاب صنعتی چهارم با استفاده از سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار میتواند به بهبود کارایی و عملکرد کسبوکار کمک کند. این شرکت با اجرای مدل کسبوکار چابک، قادر خواهد بود تا با تسریع در فرآیندها و انعطافپذیری بیشتر در تصمیمگیریها، به سرعت به نیازها و تغییرات بازار و فناوری واکنش نشان دهد. با استفاده از سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار، پتروشیمی اروند میتواند فرآیندهای خود را بهینهسازی کرده و با کاهش زمانهای تولید و عرضه محصولات، هزینهها و وقفههای تولید را کاهش دهد .