تأثیر تأییدکننده ها، میزان درگیری ذهنی کالا و جنسیت بر نگرش به تبلیغات و نگرش به برند

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری مدیریت بازاریابی، واحد بین الملل قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران

2 استادیار گروه مدیریت بازارگانی، واحد بین الملل قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت بازارگانی، دانشکده مدیریت، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 استادیار گروه مدیریت صنعتی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
https://doi.org/10.82368/jomm.2025.811628
چکیده

در راستاي پيشبرد فروش محصولات، بازاریابان تلاش می­کنند با الهام از الگوهای ارتباطی، نگرش مصرف کنندگان را تغییر دهند. استفاده از گروههاي مرجع در تبليغات، یکی از این راهها است و بخشي از هزينه هاي سازمانها را تشكيل می­دهد. این مطالعه به بررسی تأثیر تأییدکننده‏ها در تبلیغات تجاری و میزان درگیری کالا، بر نگرش به تبلیغات و نگرش به برند در قالب 6 فرضیه می‏پردازد. روش پژوهش در این مطالعه آزمایشی است و از روش طرح‏های عاملی با 8 حالت (2×2×2) یا وضعیت استفاده شده است. برای جمع آوری داده‏ها از پرسشنامه همراه با عکس استفاده شده است. محصولات مورد بررسی در این تحقیق، بستنی و گوشی موبایل است و جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان تشکیل می‏دهند. نتایج نشان داد هنگام استفاده از جاذبه‏ها در تبلیغات، باید جنسیت مخاطبین و میزان درگیری ذهنی آنها نسبت به کالا را مدنظر قرار داد. یافته‏ها پیشنهاد می­کنند استفاده از جاذبه­های احساسی در شرایط درگیری ذهنی بالا تأثیر چندانی بر مخاطبین ندارند و آنها در شرایط درگیری ذهنی پایین نسبت به کالا به جاذبه­های احساسی پاسخ مثبت­تری نشان می­دهند. افراد مشهور بر نگرش این افراد نسبت به تبلیغات و برند تأثیرگذار است. از طرفی در شرایط درگیری ذهنی بالا وجود افراد متخصص در تبلیغات بر رفتارهای خرید مخاطبین اثرگذار است.