مفهوم معرفت در عرفان اسلامی و مکاتب روان شناختی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور ـ تهران
2 دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد رودهن
doi
چکیده
معرفت شناخت موجودات است آن چنان که هستند. عرفای اسلامی برای رسیدن به این مرتبه دو سطح را برای سالک واجب انند. یکی سطح ظاهری که علم از طریق دریافتهای حواس ظاهری و تحلیل آنها به وسیلۀ قوۀ خرد که بدان، علم بحثی یا معرفت کسبی گویند، حاصل میشود. سطح عالیتر معرفت، عبارت است از دریافتهای قلبی که به صورت مکاشفات و مشاهدات بی هیچ نیروی خود آگاه عارف کسب می شود، این نوع معرفت را معرفت کشفی یا شهودی گویند، ناخودآگاه جمعی مطمئن ترین راه رسیدن به حقیقت اشیا و خداست. در طول این سفر سالک به فنای فی الله و بقای بالله میرسد که مقصد نهایی شناخت شهودی یا معرفت قلبی است. علاه بر دو سطح شناخت فوق الذکر، ملاصدرا به معرفت و حیانی که شالوده و اساس معرفت شهودی است نیز اعتقاد دارد و این نوع معرفت را فراروی سالک می نهد تا به مقصود نهایی برسد. در این مقاله، اساساً شیوه کار بر طبق تقسیمبندی اوست. در مطالعات روان کاوی نیز روان کاو در پی یافتن راه مطمئنی است تا شخص به معرفتی شهودی برسد. این معرفت، اطمینان جاودانه در درون انسان و سطح ناخودآگاه اوست به عبارتی نیروی ناخودآگاه جمعی همان معرفت کشفی یا شهودی است که انسان را به ساحلی امن ـ جوار پروردگار ـ میرساند، و از نظر عارفان اسلامی بویژه اشراقیون وصول به این مهم جز با تصفیه باطن ممکن نیست.