اندیشة مرگ و زوال در شعر فروغ فرخزاد
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد دهاقان
doi
چکیده
مرگ حقیقتی احساس برانگیز و انکارناپذیر است از آن جهت که دغدغهی انسانها در ادوار و شرایط مختلف زندگی است و هر کس فراخور حال خود به آن پرداخته است. شاعران با احساس لطیف خود، این ذهنیت و اندیشه را به صور گوناگون منعکس کردهاند. در شعر فروغ فرخزاد مرگ و زوال از بن مایه های اصلی است. این ذهنیت در ارتباط با ادوار مختلف زندگی فروغ و تحولات فکری او شکل می گیرد، چنان که قبل و بعد از تولدی دیگر نگرش او به مرگ از یک امر فردی به امری اجتماعی متحول میشود و بیم و هراس او از مرگ تبدیل به پذیرش و البته ایستادگی در برابر آن و تلاش برای زنده ماندن پس از مرگ میشود. به طور کلی از آنجا که شعر شاعر، تجلیگاه زندگی و شخصیت اوست اندیشه ی مرگ نیز در شعر فروغ فرخزاد در ارتباط با این دو عامل شکل گرفته، بنابراین پویا و متحول است .