بررسی کلید غنایی واژة «شب» در اشعار سهراب سپهری*
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ملی تاجیکستان
2 هیات علمی دانشگاه ملی تاجیکستان
doi
چکیده
چکیده در این پژوهش در پی آنیم که جایگاه، اهمیت و نحوهی کاربرد واژه ی شب را از نگاه سهراب سپهری این شاعر انزواطلب و نقاش گوشه گیر، بررسی کنیم. نگارنده پس از مطالعه و بررسی زندگی و شرح احوال و آثار این شاعر نقاش به این نتیجه رسید که عوامل مختلفی اعم از روحی و روانی در دوران کودکی و سیاسی ـ اجتماعی در دوراه جوانی و دانشجویی که مصادف با سالهای استبداد و خفقان رضاخانی و 28 مرداد 1332 بود، در شکلگیری شخصیت و اندیشهی سهراب و برداشتها و تعبیرهایش به خصوص در بیان تعلیمی و غنایی واژهی شب نقش به سزایی داشته است. ترس از لولوی دوران کودکی و ترس از سیاهی شب که خود برایش لولوی سرگردان میشود و در اشعارش حضور پیدا میکند. یا فضای تاریک و سیاه ظلم و خفقان جامهی عصر او که سپهری آن را با تعبیر شب و با زبانی نمادین و رمزی به تصویر میکشد.