ارزیابی عوامل بازاریابی رسانه‌های اجتماعی رشته‌های نساجی و پوشاک در مراکز آموزش عالی ایران (مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی)

نویسندگان

1 گروه مدیریت رسانه، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران

3 گروه ارتباطات، واحد علوم و تحقيقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
https://doi.org/10.82411/jomm.2025.811573
چکیده

هدف: مشکلات و چالش‌های موجود در صنعت نساجی کشور طی سال‌های اخیر، اثرات منفی بسیاری برای تمایل داوطلبان به تحصیل یا ادامه تحصیل در رشته‌های حوزه نساجی و پوشاک داشته است. با توجه به رونق و توسعه شبکه‌های اجتماعی و فنون بازاریابی، این پژوهش به دنبال شناسایی قابلیت‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در جهت تقویت رشته‎‌های حوزه نساجی و پوشاک در مراکز آموش عالی می‌باشد. روش: این تحقیق با رویکرد آمیخته و در چهار مرحله انجام شد. در بخش کیفی از روش‌های تحلیل محتوا و دلفی، به صورت مطالعات کتابخانه‌ای و در بخش کمی از روش‌های انتروپی شانون و تاپسیس خاکستری به صورت میدانی ـ پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. یافته‌ها: از مطالعه تحقیقات گذشته به روش علم سنجی و تحلیل محتوای کیفی نشان داد که 216 کد فرعی، 66 کد اصلی و 8 مقوله بازاریابی رسانه اجتماعی مرتبط با حوزه آموزش عالی، حاصل شد. پس از تأیید شاخص‌های به دست آمده به روش دلفی و محسبه وزن شاخص‌ها و رتبه‌بندی با استفاده از روش تاپسیس خاکستری، بیشترین کارکرد بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در رشته‌های مذکور مربوط به مدیریت ارتباط با مشتری و کمترین کارکرد درک شده، سودآوری مالی بوده است. نتیجه‌گیری: بررسی‌های صورت گرفته نشان داد که مراکز آموزش عالی ایران، به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی، می‌توانند با توسعه و تقویت زیرساخت‌های و ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی، عملکرد موفق‌تری در بازاریابی دانشجو داشته باشند. همچنین، لازم است تا دانشگاه آزاد اسلامی، ایجاد نمایه‌های برند خود در کانال‌های ارتباطی رسانه‌های اجتماعی را در دستور کار قرار داده و فعالیت‌هایی را توسعه دهد که با اشتراک‌گذاری انواع محتوا (شامل اطلاعات اساتید، دانشجویان، امکانات و کارگاه‌ها، فرصت‌های شغلی، تخفیف‌ها، تبلیغات و ... رشته‌های نساجی و پوشاک)، دانشجویان و داوطلبان را درگیر کند.