بنیادگرایی اسلامی؛ از نظریه تا عمل سیاسی
نویسندگان
1 دکتری خطی مشی گذاری عمومی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
چکیده
اصطلاح بنیادگرایی با تمسک به آموزههای مسیحیت برای نخستین بار در اوایل قرن بیستم در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. جنبش بنیادگرایی مذهبی در آمریکا بر آن بود که علم مدرن، فرهنگ سنتی را در آستانه نابودی قرار داده است. از دهه هفتاد میلادی،این اصطلاح در رابطه با اسلام و مسلمانان به گرفته شد که تا حد زیادی حامل بار منفی بود. اصطلاح بنیادگرایی اسلامی در ابتدا معطوف به توضیح و تبیین اسلام سیاسی و فعالگرایی مسلمانان در حوزههای سیاسی و اجتماعی بود، سپس معادل فاناتیسم اسلامی، رادیکالیسم اسلامی، اصول گرایی اسلامی، خشونت گرایی مسلمانان و تندروی آنان در برخورد با نهادهای سیاسی و عامه شهروندان گردید. با توجه به استقرار مجدد طالبان در افغانستان و تأسیس امارت اسلامی در این کشور شناخت بیشتر پدیده بنیادگرایی اسلامی ضروری مینماید. از این رو، این سئوال مطرح میشود که بنیادگرایان اسلامی چگونه به یک نظریه سیاسی رسیدند و در انجام رسالت سیاسی و اجتماعی خود در چارچوب آن نظریه چگونه عمل کردند؟ هدف مقاله مروری اجمالی بر روند شکلگیری نظریه سیاسی بنیادگرایی اسلامی و نوع اقدامات آنان در مواجهه با بحرانهای سیاسی و اجتماعی است که با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و گردآوری دادهها به شیوه کتابخانهای مبادرت به تجزیه و تحلیل این مسئله گردید.