تاثير سه روش مختلف تمرين مقاومتى بر IGf-1 و هایپرتروفی ران و بازوی پرورش اندام کاران نیمه حرفه¬ای
نویسندگان
1 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی،واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی،واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران
doi
https://doi.org/10.82586/jpmh.2025.1206239چکیده
هدف از مطالعه بررسی تأثیر سه روش مختلف تمرین مقاومتی بر IGf-1 و هایپرتروفی ران و بازو در بدنسازان نیمهحرفهای بود. این مطالعه کاربردی و نیمهتجربی دارای 3 گروه آزمایشی و پیشآزمون و پسآزمون بود. جامعه آماری، بدنسازان مرد اهل کارثار با 3 سال سابقه (18 تا 23 سال) بودند که 36 نفر از آنها انتخاب و به روش تصادفی ساده به 3 گروه 12 نفره شامل:1. تمرین مقاومتی-پلایومتریک،2. تمرین مقاومتی-الاستیک و 3. گروه تمرین مقاومتی-کششی تقسیم شدند. در مطالعه حاضر، هر یک از 3 گروه فعال، برنامههای تمرینی خود را 3 جلسه در هفته به مدت 8 هفته با شدت 70 تا 85 درصد انجام دادند. متغیرهای تحقیق قبل و بعد از برنامه تمرینی اندازهگیری شدند. برای توزیع نرمال دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک و برای بررسی معناداری درون گروهی و بین گروهی در پیشآزمون و پسآزمون از آزمون لوین و تحلیل کوواریانس استفاده شد. تمام عملیات آماری با استفاده از نرمافزار SPSS/22 انجام شد و سطح معنیداری آزمونها p≥0.05 در نظر گرفته شد. یافتههای تحقیق نشان داد که سطح IGF-1 در هر سه گروه تحقیق به طور معنیداری افزایش یافته است (P=0.001). توده عضلانی بازو در گروه تمرین مقاومتی-الاستیک و توده عضلانی ران در گروه تمرین مقاومتی-پلایومتریک به طور معنیداری افزایش یافته است (P=0.001). تمرینات مقاومتی پلایومتریک و الاستیک که به طور همزمان فشار بیشتری بر عضلات وارد میکنند، میتوانند به عنوان یک روش تمرینی جدید برای جایگزینی تمرینات سنتی معرفی شوند.