نقد و بررسی روایت شناسانه سه داستان از تاریخ بیهقی با تاکید بر نظریه روایی ژرارژنت
نویسندگان
1 پیام نور
doi
10.30466/jispll.2025.55614.1009چکیده
روایت شناسی نگاهی نظاممند از ساختار روایت است که با بررسی فرم یک اثر ادبی تلاش دارد تا به معنایی بیشتر از متن دست پیدا کند و آن را روشنتر نماید، روایت شناسی مجموعهای از قواعد کلی برای روایت و داستانگویی است، نظریه پردازانی چون ولادیمرپراپ، ژراژنت، گرماس، تزوتان تودروف از پیشگامان این رویکرد هستند که از این میان ژراژنت گامی موثر در این زمینه برداشت ومورد توجه بسیاری قرار گرفت، ژنت مفهوم قطعه بندی یا قرار گیری مطالب و ساخته و پرداخته شدن یک متن جدید را از ساختارگرایان اقتباس نمود و اصطلاحات و تکنیکهای بیشتری که مبتنی بر کلام خود اوست بر آن افزود. روس مطالب روایت شناسی ژنت از مقالهی معروف او به نام گفتمان روایت به دست آمده است در این اثر ژنت گفتمان را به سه مقوله اصلی زمان، وجه، لحن طبقه بندی میکند که زمان شامل نظم و تکرار ویسامد میگردد و لحن به روایت چه کسی واز کجا روایت میکند باز میگردد متن بر اساس آن مورد تحلیل قرار میگیرد . این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی الگوی روایی و زمانی با توجه به نظریه ژرا ژنت در تاریخ بیهقی پرداخته شده است . تاریخ بیهقی از متون نثر ارزشمند کهن فارسی و غنی از سلسه حوادث واقعی است که نظریه ژنت را بر روایت شناسی حکایتهای بیهقی به روشنی میتوان تحلیل نمود. یافتههای این پژوهش مبین آنست که شیوهی روایتگری بیهقی از امکانات و تواناییهای زبانی و روایی بیشماری برخوردار است به گونهای که گزارشات و حوادث تاریخی رنگ و بویی روایی و داستانی دارند.