نشانهشناسی اجتماعی داستان حسنک وزیر در تاریخ بیهقی بر مبنای نظریۀ پیر گیرو
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.30466/jispll.2025.55646.1014چکیده
نشانهشناسی اجتماعی یکی از رویکردهای مهم در پژوهشهای متنی است که نویسنده از رهگذر آن قادر است لایههای پنهان متن را کشف و بررسی کند. ما در این پژوهش بر آنیم باتوجه به مؤلفههای موجود در رویکرد نشانهشناسی اجتماعی پیر گیرو، دلالتهای معنایی متن داستان حسنک وزیر در تاریخ بیهقی را واکاوی کنیم. بر همین اساس ماجرای بر دار کردن حسنک وزیر را در دو سطح نشانههای هویت و نشانههای آداب معاشرت بررسی کردیم. در بخش نشانههای هویت، مقولاتی نظیر دین، پوشاک، و شغل دخیل بودند و در بخش نشانههای آداب معاشرت، لحن کلام و ارتباطهای غیرکلامی مورد توجه واقع شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که مقولۀ دین، به عنوان یک عنصر اساسی و کلیدی در بخش نشانههای هویت حائز اهمیت است. درواقع این عنصر، به شکلی پنهان و البته کاملاً به موازات عنصر سیاسی که در ظاهر رکن اساسی داستان است، حضور دارد، به گونهای که هستۀ اصلی داستان که همان بر دار کردن حسنک است، در نتیجۀ هماهنگی این دو عنصر شکل گرفته است. در بخش نشانههای آداب معاشرت نیز، رقابت و تقابل بین دو گروه شخصیتی است؛ از یک سو بوسهل زوزنی و حاکمیت و خلیفۀ بغداد و از سویی دیگر حسنک وزیر و خواجه احمد حسن میمندی و عامۀ مردم، که البته این رقابت ناعادلانه با اعدام حسنک پایان میپذیرد.