رابطۀ تقاضاهای شغلی و بی نزاکتی در محیط کار در کارکنان یک شرکت صنعتی: نقش میانجی گری خستگی هیجانی و تعدیل کنندگی حمایت سازمانی ادراک شده

نویسندگان

1 دانشگاه صنعتی امیرکبیر

2

doi
10.18502/tkj.v13i1.6576
چکیده

مقدمه: بی نزاکتی در محیط کار، یکی از شکل های ظریف سوء رفتار بین فردی و سازمانی است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ علّی تقاضاهای شغلی و بی نزاکتی در محیط کار با میانجیگری خستگی هیجانی و تعدیل کنندگی حمایت سازمانی ادراک شده در کارکنان یک شرکت صنعتی بود. روش بررسی: روش پژوهش از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ شیوۀ گردآوری داده ها توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری تمام کارکنان شاغل در شرکت سیمان بجنورد بود که تعداد 321 نفر براساس فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونۀ پژوهش انتخاب شدند. گردآوری دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامههای بینزاکتی در محیط کار کورتینا و همکاران (2001)، تقاضاهای شغلی جونگ و همکاران (1993)، خستگی هیجانی مسلش (1981) و حمایت سازمانی ادراک شده آیزنبرگر و همکاران (1986) صورت پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 23 استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازندگی خوبی برخوردار است. تقاضاهای شغلی اثر مستقیم و غیرمستقیم از طریق خستگی هیجانی بر بی نزاکتی در محیط کار دارد (0001/0 p> ). نتایج همچنین نشان داد تعامل تقاضاهای شغلی و حمایت سازمانی ادراک شده، ورای اثرات متغیرهای اصلی، 5/1 درصد واریانس انحصاری افزوده را (015/0= R 2 Δ ، 50/49= F Δ ، 05/0> P ) برای مدل ایجاد کرد. نتیجه گیری: نتایج اهمیت حمایت سازمانی به عنوان تعدیل کنننده و خستگی هیجانی را به عنوان میانجی در رابطۀ بین تقاضاهای شغلی و بینزاکتی در محیط کار را نشان داد. بنابراین سازمانها می توانند با کاهش تقاضاهای شغلی خود، خستگی هیجانی و بی نزاکتی را در محیط کار کاهش دهند. همچنین ارائۀ برنامه های حمایتی به منظور کاهش تأثیر تقاضاهای شغلی بر بی نزاکتی در محیط کار پیشنهاد می شود.