تأملی تعلیمی- روان شناختی بر داستان پادشاه و کنیزک مثنوی در بستر قواعد ساختارگرایی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران

2 دانشیار گروه روانشناسی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران

3 دانشجوی دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران

4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران

doi
چکیده

داستان، بازنمایی از زندگی انسانی است که خواننده تلاش می کند؛ خود را در آن بیابد، خود را به آن برساند و یا خود را از آن دور سازد. در درون خود رمزها و رازهایی دارد که اگر خوب بازگشایی شود ترجمۀ هر کدام از آن ها، زندگی بشریت را خوب معنی می کند، و تعلیم هر یک، برگی بر باروری آن می افزاید. این نوشته می خواهد؛ داستان پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی را رمزگشایی کند. با استفاده از قواعد ساختار گرایی آن را بشکافد و با ارادۀ تعلیمی و آموزشی، شکل و محتوای آن را تبیین و توضیح دهد. ایضاح صحنه های مختلف داستان، آشنایی با مزۀ تلخ و شیرین روان شناختی آن بر زاویۀ دید مخاطب قدرت و دقت خواهد بخشید. در مجموع نوشته هایی که در مورد این داستان ملاحظه شد، به نظر می رسد با این شیوه و فرایند، تحقیقی دربارۀ آن صورت نگرفته باشد، امید است مقبول نظر استادان و مورد استفادۀ پژوهندگان قرار گیرد.