سرچشمههای تقدیس ابلیس در عرفـان ایرانی/اسلامی با تأکید بر آراء حلّاج، کُرَّگانی، احمدغزالی و عینالقضات همدانی (بررسیِ زمینههای خارج از اسلام و زمینههای داخلی)
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2 دانشگاه پیام نور
doi
10.30466/jispll.2025.121622چکیده
آفرینشِ انسان و دستور خداوند به تمام فرشتگان برای سجدۀ او، و سرباز زدنِ ابلیس از این فرمان (بر مبنای نصّ قرآن کریم و روایات اسلامی) موضوعِ مهمّ و پرچالشی است که بسیاری از رهیافتهای اعتقادی را در چارچوبِ مذاهبِ اسلامی، شکل داده است؛ بحدّی که بخش پررنگی از مناقشاتِ میان مذاهب و نحلههای مختلفِ اسلامی، به علل و اثراتِ خلقتِ ابلیس، و اِغوا و وسوسهگریِ او علیه انسان مرتبط است که در نهایت، به مباحثِ مهمی نظیرِ حُسن و قُبحِ اعمال، جبر و اختیار، تاوان وکیفرِ گناهان، عدل الهی، مسأله شر و... انجامیده است.نکتۀ مهم آنکه در نوعی نگرشِ شاذّ در میان برخی صوفیان، مباحث مرتبط به ابلیس به مرحلۀ تقدیس و تَبْجیلِ وی منجر شده است، که البته این امر، از جهتِ ظاهر، در مغایرتِ کامل با نصّ صریح قرآن و روایات است؛ چنین موضوعِ مهمّ و چالشبرانگیزی، ضرورتِ انجام تحقیقِ حاضر را گوشزد میسازد؛ در مقالۀ حاضر، زمینههای خارج از اسلام (آیین مزدیسنا، یهودیت، مسیحیت و...) و زمینههای داخلیِ تقدیسِ ابلیس (اسرائیلیات، نصرانیات، کلام و تصوف) مورد بررسی قرار گرفته است؛ نتایج پژوهش نشان میدهد نصّ صریحِ آنچه درون گفتمان اسلامی، بعنوان تقدیس ابلیس مطرح شده، در نصوصِ اوستا، تورات، انجیل و شروح و تفاسیر معتبر و شناخته شدۀ این کتابها وجود ندارد ولی به نظر میرسد با زمینه قراردادنِ برخی رهیافتهای توراتی یا انجیلی، و روایاتِ اسرائیلیِ دخیل در اسلام، این موضوع